جستجو

تبلیغات



خاطره مال من نییس

    کلاس اول ابتدایی بودم یه معلم داشتیم ک اینقدر سخت گیر بود ک حتی اگه تو کلاس یکی سرکلاس گردنشو میچرخوند جفت پا میرفت تو حلقش 
    یه روز از ما امتحان میگرفت گفت من میرم تا جایی و بر میگردم اگه ببینم تغلب کردین سوالاتو میدم ک بخورید معلممون رفت تا فرداش ک اومد ما از ترس حتی یه سوال هم از همدیگه تغلب نکردیم 
    مام همچین بچه های شوتی بودیم


    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 8 بهمن 1394
    منبع
    برچسب ها : ,
    خاطره مال من نییس

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 8 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر